افسوس ...
افسوس که از مرگ هم منت بايد کشيد.
روزگار غريبيست
اما شايد سهم من از زندگی همين بوده :
ناله ای بی صدا
نجوايی بی جواب
گريه ای بی امان
و در سکوت وهم انگيز خيال
آرزوی تو را در دل داشتن ...
چیزی ندارم...
افسوس که از مرگ هم منت بايد کشيد.
روزگار غريبيست
اما شايد سهم من از زندگی همين بوده :
ناله ای بی صدا
نجوايی بی جواب
گريه ای بی امان
و در سکوت وهم انگيز خيال
آرزوی تو را در دل داشتن ...
اگه می دونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابر چه حسی داشت ...
اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چقدر تنها می شه ...
اگه می دونستی اون درخت کاج . وقت پرکشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شه ...
اگه می دونستی که رفتنت چه آتیشی به جونم کشید ...
اونوقت اینقدر راحت نمی گفتی :
خداحافظ !
به انتظار منشان و اگر نشاندي،
خودت را آماده کن...
که روزي به انتظارشان بنشيني
و آنها ديگر هرگز نيايند...
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي مي شنوم
دستت را براي نوازش
و پايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم
و
خودت را نيز براي پرستش ... ![]()
![]()
بينش ده : تا تفاوت اين دو را بدانم ...
به من آرامش ده : تا بپذيرم آنچه را که نميتوانم تغيير دهم ...
دليري ده : تا تغيير دهم آنچه را که نميتوانم تغيير دهم ...
مرا فهم ده : تا متوقع نباشم ، که دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند ...
كسي نه شاخه گلي برايش مي آورد
نه برايش مي خنديدند
و نه برايش مي گريستند
وقتي رفت همه آمدند
برايش دسته گل آوردند
سياه پو شيدند
وبراي رفتنش گريستند
شايد تنها جرمش نفس كشيدن بود ...![]()
کسي چه مي داند؟
شايد براي گلداني شيشه اي تا زينت چند روز خانه اي باشم
و شايد مرا چيده اند براي سنگ مزار مرده اي
تا دلگرمي خانواده اي باشم
به هر دليل خوب مي دانم که عاقبت خشک خواهم شد
به زودي زود و دور از خانه ام خاک ...
آن که عشق بر او هجوم ميبرد
پس از هجوم ميلي به برخاستن ندارد ،
و آن که از عشق رنج مي برد ،
ميلي به شفا ندارد !! ...
اگر بتوانم دلي را از شكستن باز دارم
I shall not live in vain
بيهوده نزيسته ام.
If I can ease one Life the Aching
اگر بتوانم رنجي را بكاهم،
Or cool one Pain
يا دردي را مرهم نهم
Or help one fainting Robin
يا مرغكي رنجور را
Unto his Nest again
به آشيانه باز آورم
I shall not live in Vain
حاشا، بيهوده نزيسته ام. . .
برايم سخت بود راه رفتن زير باران بدون تو ...
چشم به آسمان دوختم ...
همان آسماني که به پاکي روح توست ...
خواستم از خدا بپرسم ...
خداوندا...
فرشته هاي تو براي که مي گريند ؟ ...
اما باز نيز گريه امانم نداد ...
کاش بودي عزيز ...
باز دلم هواي گريه دارد ...
باز برايت مي گريم ...
باز وجودم تو را طلب مي کند ...
آرام جان ... بيا ...![]()
tanx alot honey : diyana
نهايت هر چيزي 10 بود,
از بابا بستني ميخواستم, 10 تا مي خواستم.
مامانو 10 تا دوست داشتم,
ته دنيا 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود؛
ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟
نهايت دوست داشتن چند تاست؟
انگار خيلي هم حريص تر شدم,
1000 تا بستني هم کفاف منو نميده؛
اما ميخوام بگم دوست دارم...
ميدوني چندتا ؟؟؟
به اندازه ي همون 10 تا ... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ديوارهاي خاليه اتاقم را از تصويرهاي خيالي او پر ميکنم
خداي من زيباست..
خداي من رنگين کمان خوشبختي ست که پشت هر گريه،
انعکاسش را روي سقف اتاق مي بينم
من هيچ، با زبان کهنه صدايش نکرده ام
و نه لاي بقچه ي سجاده، رهايش !!!
thank you very much my best friend : diyana
پاک و معصوم ، کودکانه و کودکانه ...
------------------------------------------

همسفرم باش ! در این راه زیبا و ناهموار زندگی ...
چه روزهائي که بود و هست
چه حسرتهائي که تو دل هرکدوممون موند
چه اتفاقهائي که براي هر کدوممون افتاد
چه روزهائي که خنديديم و چه شبهائي که گريه کرديم
چه عزيزاني که از دست داديم
اما با تمام اينها يکسال گذشت
و همه ما يکسال بزرگتر شديم
يادمون نره که شادي و غم
هر دوتا باعث بلوغ فکري و روحي ميشن ...
/// سال خوبي داشته باشيد ///![]()
![]()
![]()
tanx alot my dear : diyana
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي مي شنوم
دستت را براي نوازش
و پايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم
و
خودت را نيز براي پرستش ...
![]()
![]()
thank you very much my best dear : diyana
سال نو مبارک ،
امیدوارم که سال جدید رو هر چه بهتر از قبل ،پربارتر
و با خوبی و خوشی و سلامتی در کنار خونواده محترمتون آغاز وبه پایان برسونین ...
دوستون دارم .... موفق باشین ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()