...We Suffer To Die
خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود .
برسنگ قبر من بنويسيد :
شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود .
بر سنگ قبر من بنويسيد :
پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود .
اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود .
كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود ...
i love you my dear sister : A
افسوس که از مرگ هم منت بايد کشيد.
روزگار غريبيست
اما شايد سهم من از زندگی همين بوده :
ناله ای بی صدا
نجوايی بی جواب
گريه ای بی امان
و در سکوت وهم انگيز خيال
آرزوی تو را در دل داشتن ...
اگه می دونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابر چه حسی داشت ...
اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چقدر تنها می شه ...
اگه می دونستی اون درخت کاج . وقت پرکشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شه ...
اگه می دونستی که رفتنت چه آتیشی به جونم کشید ...
اونوقت اینقدر راحت نمی گفتی :
خداحافظ !
من که هیچ حرفی واسه این صحنه ندارم .. شما چطور ؟
هتل کالیفرنیا
( اینو اگه دانلود نکنی ضرر کردی )
به انتظار منشان و اگر نشاندي،
خودت را آماده کن...
که روزي به انتظارشان بنشيني
و آنها ديگر هرگز نيايند...
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي مي شنوم
دستت را براي نوازش
و پايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم
و
خودت را نيز براي پرستش ...
بينش ده : تا تفاوت اين دو را بدانم ...
به من آرامش ده : تا بپذيرم آنچه را که نميتوانم تغيير دهم ...
دليري ده : تا تغيير دهم آنچه را که نميتوانم تغيير دهم ...
مرا فهم ده : تا متوقع نباشم ، که دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند ...
كسي نه شاخه گلي برايش مي آورد
نه برايش مي خنديدند
و نه برايش مي گريستند
وقتي رفت همه آمدند
برايش دسته گل آوردند
سياه پو شيدند
وبراي رفتنش گريستند
شايد تنها جرمش نفس كشيدن بود ...
کسي چه مي داند؟
شايد براي گلداني شيشه اي تا زينت چند روز خانه اي باشم
و شايد مرا چيده اند براي سنگ مزار مرده اي
تا دلگرمي خانواده اي باشم
به هر دليل خوب مي دانم که عاقبت خشک خواهم شد
به زودي زود و دور از خانه ام خاک ...
آن که عشق بر او هجوم ميبرد
پس از هجوم ميلي به برخاستن ندارد ،
و آن که از عشق رنج مي برد ،
ميلي به شفا ندارد !! ...
اگر بتوانم دلي را از شكستن باز دارم
I shall not live in vain
بيهوده نزيسته ام.
If I can ease one Life the Aching
اگر بتوانم رنجي را بكاهم،
Or cool one Pain
يا دردي را مرهم نهم
Or help one fainting Robin
يا مرغكي رنجور را
Unto his Nest again
به آشيانه باز آورم
I shall not live in Vain
حاشا، بيهوده نزيسته ام. . .
برايم سخت بود راه رفتن زير باران بدون تو ...
چشم به آسمان دوختم ...
همان آسماني که به پاکي روح توست ...
خواستم از خدا بپرسم ...
خداوندا...
فرشته هاي تو براي که مي گريند ؟ ...
اما باز نيز گريه امانم نداد ...
کاش بودي عزيز ...
باز دلم هواي گريه دارد ...
باز برايت مي گريم ...
باز وجودم تو را طلب مي کند ...
آرام جان ... بيا ...
tanx alot honey : diyana
نهايت هر چيزي 10 بود,
از بابا بستني ميخواستم, 10 تا مي خواستم.
مامانو 10 تا دوست داشتم,
ته دنيا 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود؛
ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟
نهايت دوست داشتن چند تاست؟
انگار خيلي هم حريص تر شدم,
1000 تا بستني هم کفاف منو نميده؛
اما ميخوام بگم دوست دارم...
ميدوني چندتا ؟؟؟
به اندازه ي همون 10 تا ...
ديوارهاي خاليه اتاقم را از تصويرهاي خيالي او پر ميکنم
خداي من زيباست..
خداي من رنگين کمان خوشبختي ست که پشت هر گريه،
انعکاسش را روي سقف اتاق مي بينم
من هيچ، با زبان کهنه صدايش نکرده ام
و نه لاي بقچه ي سجاده، رهايش !!!
thank you very much my best friend : diyana
پاک و معصوم ، کودکانه و کودکانه ...
------------------------------------------
همسفرم باش ! در این راه زیبا و ناهموار زندگی ...
چه روزهائي که بود و هست
چه حسرتهائي که تو دل هرکدوممون موند
چه اتفاقهائي که براي هر کدوممون افتاد
چه روزهائي که خنديديم و چه شبهائي که گريه کرديم
چه عزيزاني که از دست داديم
اما با تمام اينها يکسال گذشت
و همه ما يکسال بزرگتر شديم
يادمون نره که شادي و غم
هر دوتا باعث بلوغ فکري و روحي ميشن ...
/// سال خوبي داشته باشيد ///
tanx alot my dear : diyana
thank you very much my best dear : diyana
سال نو مبارک ،
امیدوارم که سال جدید رو هر چه بهتر از قبل ،پربارتر
و با خوبی و خوشی و سلامتی در کنار خونواده محترمتون آغاز وبه پایان برسونین ...
دوستون دارم .... موفق باشین
به یک مرغ خانواده دار ، پا کوتاه ، دم اسبی و اهل لونه ، چهل تاج
و صد البته بدون بچه جهت امر ازدواج ، خروسم بهش نیازمنده !!
( اگه دوست داری عکس خروسمو با سایز واقعی ببینی یه بار روی عکس کلیک کن )
و گنجشکها جدي جدي مي ميرند...
آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند...
و قلبها جدي جدي مي شکنند...
و تو شوخي شوخي لبخند مي زني...
و من جدي جدي عاشق ميشم ...
thank you my dear : diyana
به آیین مستان بریدم به خاک
به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگاه بر دوش مستم نهید
به تابوتی از چوب تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب
مبادا عزیزان که در مرگ من
بنالد به جز مطرب و چنگ زن
تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از خراب ...
این صدای من است ، من که صاحب چشمی گناهکار ، دستی آلوده ،
و پایی فرسوده ام .
اما به عنایتت امید دارم .
خدایا !
هیچ وقت مرا با آنهایی که بی توجهی و بی خیالی شان باع روی گردانی
رحمت تو از آنها شده است ، قرار نده و اگر نادانی ام باعث سرکشی و عصیانگری ام
در مقابل تو شده ، خودت به جهل و ناتوانی ام رحم کن .
این شعار را یادتان نرود : " وقتی دو نفر با هم موافق هستند ، وجود یکی از آنها زاید است . "
اگر نکاتی هستند که درباره شان فکر نکرده اید ، خدا را شکر کنید
که یک نفر شما را متوجه آنها کند .
احتمالا" این مخالفت فرصتی خواهد بود که قبل از ارتکاب به یک اشتباه جدی ،
کارتان را اصلاح کنید ...
شايد تو امشب باز مي گردي
اما دلم با من موافق نيست آهسته مي گويد: خطا کردي
امشب دوباره غرق بارانم
در دسـتهايم عـطرآدينـه
لرزان کنار در نشستم تا ياد آوري پيمان ديرينه
امشب صدايت مي کنم با غم از انتهاي وحشت و ترديد
با چشم هاي خيس و باراني
آري تو را مي خوانم اي خورشيد من بي حضورت چيستم ؟
آخر اي خوبتر از آبي دريا اي خون جاري در تن جنگل اي گمشده در خالي رويا
اما ببخش اي آخرين سردار
تنها تو هستي در جهان يارم
حتي اگر کردم گناهي
باز اين را بدان دوستت دارم ...
diyana )) ,,, thank you very much dear ))
و هر چه نویسم هم نشاید
و اگر هیچ ننویسم هم نشاید
و اگر گویم هم نشاید
اگر خاموش گردم هم نشاید
و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید...
... و اگر خاموش شوم هم نشاید ...!!!
درست مثل جاذبه زمین است
جاذبه چشمهای تو
با همان ابهت و گیرایی ...
مرگي به سادگي
آب شدن برفها
و فراموش خواهم شد
به سادگي از ياد بردن
كوچ پرستوها
و باز آمدنم را كسي به استقبال نمي آيد
و بودنم را كسي جشن نمي گيرد
من روزي خواهم مرد ...
تو ای مادر اگر شوخ چشمیها نمی کردی ،
کنون من هم به دنیا بی نشان بودم !.
پدر آنشب جنایت کرده ای شاید نمی دانی !
به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی !
از این بابت خیانت کرده ای شاید نمی دانی !
پدر آنشب جنایت کرده ای شاید نمی دانی !...
** کارو **
هرگز اشتباه نکن ....
اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن ...
اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن ...
اگر اعتراف کردي ... التماس نکن ...
اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن ...
نوشته های پیشین اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384
لینک دوستان ليست وبلاگ هاي فارسي طراح قالب : ماكرومديا تالار پرشین تاک
RSS
رتبه گوگلی وبلاگ